محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
332
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
در آمدوشد بودند . يوسف كمى پيش از نبرد بنابر احكام سنت به پادشاه قشتاله پيام داد كه يا اسلام بياورد و يا جزيه بپذيرد يا جنگ را آماده باشد . يوسف بن تاشفين به آلفونسو نوشت : « اى ادفونش ، به ما خبر رسيده كه تو بر ضد ما لشكر گردآوردهاى . همواره آرزويت اين بوده كه ناوگانى داشته باشى و از دريا بگذرى و به سرزمين ما آيى . اينك خداوند دعاى تو را مستجاب كرده و مرا و تو را روبروى هم قرار داده است . اكنون عاقبت دعاى خود را خواهى ديد و دعاى كافران جز ضلالت هيچ نيست . » آلفونسو از اين خطاب سخت به خشم آمد و نامهاى همه وعيد و تهديد در پاسخ او نوشت و يوسف در پاسخ او چنين عبارتى نوشت : « به زودى خواهى دانست كه چه حادث خواهد شد . » « 4 » آلفونسو براى معين كردن روز جنگ خدعهاى انديشيد ، بدين طريق كه در روز پنجشنبه به المعتمد بن عباد نامه نوشت كه فردا روز جمعه عيد شماست و پس از آن روز شنبه عيد يهود است كه در لشكر ما بسيارى از آنان جاى دارند و روز پس از آن روز يكشنبه است كه عيد ما مسيحيان است ؛ پس جنگ را از روز دوشنبه آغاز كنيم . المعتمد بن عباد و يوسف بن تاشفين به خدعهء او پى بردند و شبهنگام طلايهء لشكر المعتمد بيامد و خبر داد كه در لشكرگاه مسيحيان جنبوجوشى افتاده و صداى پاى اسبان و خوردن سلاحها مىآيد و اين دليل است كه امشب آهنگ شبيخون دارند . مسلمانان آن شب آمادهء پيكار ، در انتظار حملهء دشمن بيدار ماندند . « 5 » آنچه منتظرش بودند اتفاق افتاد و صبح روز بعد ، جمعهء دوازدهم رجب سال 479 ه / بيست و سوم اكتبر سال 1086 م سپاه مسيحى حمله آورد و نبرد آغاز شد . « 6 » مقدمهء لشكر قشتاله و آراگونيها
--> ( 4 ) . الحلل الموشيه ، ص 35 و 38 . المقرى : نفح الطيب ، ج 2 / ص 527 . ابن الاثير : الكامل ، ج 10 / ص 52 . ( 5 ) . الحلل الموشيه . ص 39 . الحميرى : الروض المعطار ، ص 92 . ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 97 . ( 6 ) . در باب تاريخ آغاز نبرد زلاقه اختلاف است . ابن خلكان ( به نقل از البياسى ) ، روز جمعه پانزدهم رجب سال 479 ه ( وفيات الاعيان : ج 2 / ص 484 ) . ابن الاثير : رمضان 479 ه ( الكامل : ج 2 / ص 484 ) . المراكشى : رمضان سال 480 ه ( المعجب ، ص 72 ) . ابن ابى زرع در روض القرطاس ، ص 96 ، در الحلل الموشيه ، ص 40 و 41 ه : روز جمعه 12 رجب سال 479 ه . و اين همان تاريخى است كه يوسف بن تاشفين در فتحنامههاى خود از آن ياد كرده است . همچنين رجوع كنيد به : . setoN 921 . p , III . V , eriotsiH : yzoD